یک روز، یک هفته، یک سال، دو سال، 24 سال، 37 سال، 49 سال، 51 سال، 66 سال یا هر چند سال و مدتی که عمر کرده باشی.
1 تومان، 10 تومان، 100 تومان، 1000 تومان، ده هزار تومان، صد میلیون تومان یا هر چند پولی که داشته باشی با تعداد صفر دلخواهت جلوش و هر واحد پولی.
خونه ات تهران باشه.تجریش یا روستای کجا آباد از توابع بخش چی چی شهرستان دور افتاده چی از استان چی. یا هر کجای دنیا باشی و متراژ خونه ات هر چی باشه.
شب رو پر قو بخوابی یا رو صندلی پارک و رو اندازت آسمان خدا باشه
هر چی داشتی و حرص بیشتر داشتن امانت نداده یا هر چی نداشتی و حسرت داشتن کمترینها رنجت داده آخرش میشه این:
جایی به عرض شاید 60 سانتی متر، عمق شاید یک متر و طول شاید 180 سانتی متر. تازه بعدشم روت خاک میریزن که فکر نکنی خیلی جای باز و دل گشایی بهت دادن. و در آخر هم تنهایی
پ.ن.0: کُل مَن عَلیها فانٍ.وَ یَبقیَ وَجهُ رَبک ذُوالجَلال وَ الاکرام
پ.ن.1: به این نتیجه رسیدم که بعد خدا مرگ از هر چیزی به آدم نزدیکتره
پ.ن.2: کاش فهم یه موردی روی عمل افراد هم اثر بگذاره!!! عالم بی عمل نباشیم
پ.ن.3: چه شد ای پنجره شوق چرا بسته شدی؟/// شاید از هم نفسی با دل ما خسته شدی
پ.ن.4: خون بار بهار! از مژه در فرقت احباب///کز پیش تو چون ابر بهاران همه رفتند
پ.ن.5: مفهوم نوشته بالا انکار روحیه تلاش برای بدست آوردن بهترین نیست. لطفا برداشت متفرقه نفرمایید. آشفتگی متن برای خودمم واضحه.